بازی الهی قربونت برم

تازگی ها فکر می کنم خیلی احساساتی شده ام و برای همه دل می سوزانم و همش در حال قربون صدقهء همه رفتن هستم .(یک بزرگی یادم داد.گفت روزگار بدی است هوای هم را زیاد داشته باشید یک کمی قربون صدقه هم بروید بگذرد این روزهای ) نمی دانم خوب است یا بد اما حال من را بهتر می کند .شاید کمی لوس باشد اما حالا من مثل یک بازی چندتا از قربون صدقه های خودم را این جا می نویسم سر آخر هم از پنج نفر از بچه ها دعوت می کنم که در این بازی شرکت کنند ببینیم چه می شود.قربون صدقه های من اینطوری هستند :

. الهی قربون اون خانوم چادریه که تا نصفه شب جلوی پمپ بنزین ستارخان می شینه و قند و شکر می فروشه  برم که روشو مثل مامان من می گیره .

. الهی فدای مریم خودم بشم که صبحای خیلی زود خوابالو باید بره سر کار و از اون گربهه که دم نداره خیلی می ترسه.

. الهی قربون یکی از دخترای فامیلمون برم که برای آبجی کوچیکش دوتا خواستگار اومده .

. الهی دور مامانم بگردم که سس سالاد خیلی دوست داره و میگه آبجیم درست کردنی همش توش ماست می ریزه.

. الهی قربون مریم محسنینا برم که دلش قد یه گنجیشکه و اون وقتا برای به هم رسیدن من و مریم چهل تا زیارت عاشورا خونده بود. و من همش حسرتمه که چرا براش برادری نمی کنم.

. الهی قربون زهرا باقری برم که شعراش مثل مرباس اما انقدر اعصابش خورد شده بود که تو بلاگش نوشته بود یکی نیست به من بگه تو گه می خوری می خوای شاد زندگی کنی.

. الهی قربون رییسمون برم که خیلی سعی می کنه با همه رفیق باشه و همه دوسش داشته باشن و خیلی هم موفق نیست .

. الهی بمیرم واسه اون آدمایی که تو طبقه دهم بیمارستان ساسان بستری هستن و من همیشه از میدون ولیعصر گذشتنی یادشونم.

. الهی قربون احسان دوستم برم که داره تو مغازشون دکور جدید میزنه و دهنش با رسم شکل و نمودار سرویس شده.

. الهی قربون خودم برم که دارم همش قربون صدقهء همه میرم مثل مامان بزرگا.

. آخی الهی قربون مامان بزرگم برم که چند روز پیشا سالش بود.

. الهی فدای مخاطبای خاموش این بلاگ بشم که با این همه بد نوشتنای من بازم هر روز یواشکی میان یه سری به اینجا میزنن .

. الهی قربون امیر مرزبان برم که دلش اندازه پنج تا اقیانوس جا داره و کوچیکه و دلم تنگشه .

.  الهی قربون آبجیم برم که خونشونو از شهر ری آورده جنت آباد و خوشحاله.

. الهی قربون همه کارتون خوابا و معتادا برم که انگار این روزای شب عید خیلی زیاد شدن یا شاید من دارم بیشتری می بینمشون

. فعلا الهی قربون همینا برم تا بعد .

 

در پایان من از محسن کرگدن و مریم خودمونو رضا سیرجانی و ابرچند ضلعی و من و من و همه  دعوت می کنم که برن قربون هر کی عشقشونه.

/ 60 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گنجشک

من فکر کنم طی یک عملیات انتحاری یکی نارنجک بسته به خودش حالا کجا می خواسته بره نمی دونم اما علی الحساب اشتباهی اومده کامنت دونی منو به باد فنا داده!لطفا مرا راهنمایی کنید.من داشتم با اون کامنتا زندگی میکردم.این عوامل فتنه و اغتشاش فکر کردن اینطوری میتونن به ما ضربه بزنن؟ایا اینها ندیدند که احاد ملت همیشه تهدیدهارو تبدیل به فرصت کرده؟[عصبانی]

گنجشک

ببخشید پیدا شدن.یعنی هنوزم سر جاشون نیستنا ولی از یه در دیگه که میرم تو هستن!خدایا شکرت.چیه چرا میخندین ادم ناشی ندیدین تو عمرتون مگه؟[ابله]

....

بارون

شما می دونستی که ندونسته قربون منم رفتی یه جورایی؟ [چشمک]

صهبا

سلام آقا طیب...مرسی که کرگدن رو دعوت کردید که اونم منو دعوت کنه که بازی کنیم[گل]

گنجشک

احوال خان داداش گل؟بلاگتو باز کردم مامان اومده تو اتاق میگه اون مسعوده؟ای جونم.یه کم قربون صدقه همدیگه برید شما دو تا.[قلب]

کرگدن

لو رفتی طفلک ؟! همه’ آبجی ها اینجوری آدمو به سمن بخس یه ناخنگیر میفروشن ؟!!

آینا

اشک تو چشمام جمع شد با این مطلبتون .... خدا شما رو برای همه اینایی که اسم بردین حفظ کنه [لبخند]