بوی نسيم

تو بوی باد مي دهی ،بوی نسيم و من خوش خيال تمامی گفتنی ها را، بی تو بودن ها را ، با باد مي گفتم ۰به خيال اينکه راز دار است و خودمانی۰
حال که فاصله ای نيست از تو می پرسم و در جواب چشم به زمين مي دوزی وصدای خنده ات
می آيد ۰
اصرار که می کنم با لحن جدی شده و دوست داشتنی ات مي پرسی ،مگر تو خودت زمزمهء باران نداری و رازهایم را با چشمه نشنیده ای۰
۰۰۰زاست می گویی من و تو از همان روز اول نگفته باقی نگذاشتیم، با زيرکی بحث را به جای ديگری ميکشانم ، به نظرت امروز حال و هوای شعمدانی ها مثل هميشه است؟!

/ 1 نظر / 6 بازدید