چشمات
تهران است
بعد از رگباری سهمگین
آفتابی با احتمال گرفتاری تمامی عابران.

/ 13 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طاعون زدگی

عشقت پلنگ وحشی ِ آدم شکار کن چشمت رمیده آهوی دائم فرار کن "محمدرضا طهماسبی" اصلا آقا طیب با بارونی خودش یک حالِ خوش ِ بعد ِ باران دارد

شقایق

چه خوب است که دوستی را بعد از چند سال دوباره ببینی و بخوانی! سلام داش طیب!

تیراژه

و چه گرفتاری شیرینی است درماندن میان ابر و آفتاب چشمانت... سلام..سال نوی شما فرخنده جناب طیب. روزهایتان همیشه.سرشار از عاشقانه هایی بهاری

عقیق

[گل] این بادبادک چند ساله رو هواس؟ موفق باشی اقا طیب

پرتابه

سلام مسعود جان وقتت بخیر... من یکی از اعضای پرتابه هستم. می دونی بعضی وقتا یه سری حرفا هستن که نه می شه تو وبلاگ نوشتشون ( یعنی به اندازه ی یه پست وبلاگ نیستن) و نه دوست داری از بین برن... من اومدم بهت بگم که پرتابه دقیقا جائیه واسه این حرفا یعنی می تونی تو پرتاب های 198 کاراکتری همه ی حرفای مینیمالت رو بنویسی ما تو پرتابه کپی پیست نمی کنیم و خوشحال میشیم که تو هم بیای تو جمع ما و از نوشته هات بهره مندمون کنی... منتظرتیم http://Partabeh.Com

غریبه

این پیام قبلی رو پاک کن سر جدت مرتیکه کلاش اومده مثلا لینک گذاشته اگه راس میگه پ چرا user&pass میخواد ؟؟؟؟ بچه ها ، اغفال نشین

2323

http://upload7.ir/images/32847768856023978464.jpg دوستان عزیز این عکس را حتما ببینید تا دوستان خوب و بد رو بشناسید

nazgoli

salam dooste ghadimi bad az modatha bargashtam

یوناس

اومدم ببینم هنو هستی اینورا دیدم هستی که :D

سپیده

سلام آقای کرمی! چقد خوب ک اینقد اتفاقی پیداتون کردم! :) میدونید از کجا شما رو می شناسم؟!! از ضمیمه ی نسل 3! یادتونه؟!! وای که چقد خوب بود :) مسئول صفحه یه آقایی بود به نام مجید یا با فامیلی مجیدی درست یادم نیس! خیلی خوب بودن خیلی خوشحالم ک پیداتون کردم نوشته هاتونو خیلی دوس داشتم خصوصا یکی رو خیلی خوب بند ب بند یادمه! طوبی! نمیدونم خودتون هم یادتون میاد یا نه...! همه چی توو نوشته هاتون عین قبله! همون حس خوبی ک تووم ایجاد می شد .... انگار فریزتون کردن! هــــــــــی! خدایا شکرت :) چقد حرف زدم! خدافظ :)