شبانه

نامت قشنگ ترین گل دنیاست وقتی بر لبم می نشیند

وقتی کنار تو زانو میزنم و یک دل سیر تماشات می کنم

                                 حاشا شدهء روزگار خاکستریم

دلم از عزای دوریت در می آید.

سپید می پوشد  و ابری می شود و به آسمان می رود

                                    دلم برای تو می رود

با آن لباسها

خامه دوزی های روی سینه ات کهکشان راه شیری من است

گمان می کنم که سرنوشت تو چیزی سوای این زمین و زمانه بوده است ، بس که همه چیز تمام معشوق بودنی سیاه چشم من !

با ان لبخند های نمکین  و نگاه متین و سکوت پر زمزمه، تو از سر این سیاه مشق های حیران عاشق ات زیادتری.

دستت را همچون شاهزاده خانمی میان قنوتم می گذاری

سرنوشت تو ترانهء شادیست گل من !

   سرنوشت تو آبادیست

خدای زادهء محزونم !چگونه نام تو - نام بلند تو - با غم و کم و شبنم و ماتم هم قافیه شود!؟

 شاعرت را بگذار به سپید لبخند و پیراهنت دل ببندد و بسراید.

.......

شب از ستاره تهی شد!

دستت را روی سینه ات می گذارم و تا آستانهء رویاها بدرقه ات میکنم .

 امشب شعری در کار نیست.

/ 20 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

کمی آهسته...... سرمستم!

مهدي نقی پور

سلام آقا طيب...۱۲ هزار پا فاصله مال من...عاشقانه نويسی هايت داغ دل است...برکت زندگيست...غم سبز است...زندگيت آرام و بی قراريهايت مستدام...به ما هم سری بزن...يا منان

عقيق

سلام تقبل الله صيام عشق... دلت همواره پر بهونه نوشتن طيب !

سعيدي راد

مگر می شود عشق از ياد آدم برود؟ طيب هميشه در دل می ماند.

نيکو

سلام. عباداتتون مقبول چه می شود گفت؟ ... زيبا بود ما که مثل شما بلد نيستيم قيامت برپا کنيم با کلمه ها. چطور می توانيم قيامتی که در دل و ذهنمان برپا می شود با نوشته هايتان را شرح کنيم؟ (با اجازه شما يکی از پستهايتان را برای چند نفر از دوستان با ذکر منبع ای ميل کردم. انشالله راضی باشید)

پناهگاه

بعد اين همه مدت... فقط خدا رو شکر کردم وقتی خودندم و خوشحالم برات گلک ... اینکه هنوز اینجا بوی تازکی می ده... هنوز مسعود می نویسه ... هنوز ناااااااااز می گه. مرسی .. خوب باشی.

آقای ناجور

يادش بخير...

کتايون

سلام. عالی بود اين شعر. انگار آم رو در يه سفر عاشقانه و مهربون با خودش می برد. اين همه تشبيه زيبا و سرشار از عشق عاليست.