بی خوابی

ماجرای دیگریست.

که چناران همه ء همهء تابستان جمعا" تلو تلو بخورند بخورند بیایند بیایند پیش موهایش که پاییز بیاید.

 و هوا کمی شرجی شود از رطوبت مانده در چشمه های عتیق چشم هاش و ترنم ترانه های باز مانده در صداش و شبنم گلبرگهای نارنجی چادر نمازش.

ابر سنگین سیاهی برخیزد از سرمه همان چشمها که ذکرش رفت و بیاید از دشت ها و مزارع ذرت  و گندم بگذرد بگذرد و رنگ بگیرد  و برود برود برای خودش.

بیاید بیاید تا بام خانه باز از لای شلال موهایش نسیم بشود برود برود برودهییییییییی تا آخر پاییز.

هر روز باد باشد باران باشد .

ماجرای دیگرییست.

که  پای چنارهای همه طهران مشروب بریزم که برگهای خود را آماده کنند رنگ موهایش بشوند.

که پاسیو را تمام انبار ودکا کنم که تماشا کنم موهایش را شبها .

که شهر را عطر صدای خنده اش بردارد .

که  صدای آمدن کفشش را بو ببرد خاک ، بو ببرد آب ،بو ببرد فصل، که برود پادشاه شود پاییز شود.

 که از صدا پی سایه اشش بیاید بیاید بیاید تا خانه تا با هم بنوشیم  بنوشیم هی بنوشیم تا سرمان سنگین شود تا بیاید از راه و با مزه شود ماجرا.

که باز فردا صبح بیدار شود حاضر شود و از خانه بیرون بزند خیابانهای طهران را کمی تلطیف کند حال و هواش

باز فردا که از خانه بیرون بزند ماجرای دیگریست.

و باز فردا که از سر بن بست کج کند سمت خانه باز ماجرای دیگریست .

/ 68 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کرگدن

حالا دیگه با ما میپری و قولشو به یکی دیگه می دی ؟!! چشمم روشن !!!!

مریم ترین

گفتم 5 شنبه...فرشته بهونه آورد که خبر میدم...منم چشم انتظار...

حبیب محمدزاده

سلام صفحات گرامافون با سه شعر شروع شد منتظر نقد و نظر ارزشمند شما هستم

کیانمهر

سلام . می آئید در همتبار هم بنویسید ؟چند وقت بیائید وزانت سایت که بالا رفت بعد بروید .! جسارتا فقط اسم شما را نیاز داریم . آقا طیب. که شما هم بگوئید من برخی پست ها را در همتبار هم منتشر میکنم!. باشد که مهری ورزیده باشید و ما هم کاری کرده باشیم . همین

کرگدن

مسعووووووووووووووووووووووووووووووووووود ! ................................ !!!!! باشه ؟!!!!!

کرگدن

اگه دیگه بردمت فوتبال با پیرهن آژاکس پابرهنه بذارمت فوروارد خودم واستم دروازه فرت و فرت گل بزنی عقده های درونیت فروکش کنه بخبخت !!!