خنده’ نمکین حسن آقا

یک حسن آقایی را امروز آورده اند اینجا همه چیز را تمیز کند. با یک تشت آب و دو سه مدل تی و هفت هشت نوع مایع تمیز کننده .از آن دست آدمهایی است که کلا می خندند یعنی همش دارد می خندد سرم را که بر می گردانم نگاهش کنم بیشتر می خندد خوش است .خجسته است .یک جفت کتانی آدیداس مشکی با خط قرمز دارد که نسل من و بچه محلهایمان با آن بزرگ شده اییم لاکردار جان می داد برای گل کوچک روی آسفالت داغ .سه سانت لژ داشت که تمام نمی شد.دارم توی اینترنت پی چند خط پایانی سخنرانی دکتر سروش با نام خنده نمکین خداوند که در باره ء عید و بهار است واینها می گردم که آخرش دو بیت از سعدی دارد که بگذارم توی بلاگ .پنجره باز است و نسیم محشری میوزد و دارم برای خودم از این زمزمه ها میکنم که از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی. حسن آقا با آن کتانی های خواستنی رفته آنور شیشهء دو در دوی اتاقم و دستش به جایی بند نیست و نردبانی طلایی اش را گذاشته پای پنجره یک لحظه غرق دنیای مجازی شدم برگشتم دیدم نیست. خیلی راحت و طبیعی گفتم ناکس پرید. مقاله را پیدا نمی کنم شعر سعدی را پیدا کنم. ناکس برگشت . باز نشست پشت پنجره همینطوری می خندد برای خودش انصافا تی اش حرف ندارد نگاهش می کنم می گوید ببخشید. ها شعر سعدی پیدا شد اینطوری بود: نگار من چو در آید به خندهء نمکین/.نمک زیاده کند بر جراحت ریشان/چه بودی ار سر زلفش به دستم افتادی/چو آستین کریمان به دست درویشان.به به !

پ ن :به به را سعدی نگفته.

/ 69 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام

سلام خیلی حال کردم با نوشته هاتون . زیبا.

سلام

با اجازه ما شما را لینک کردیم.

من خوبم. حاجی خوبه. میگه بعضی وقتا می آی فوتبال و با اینکه خیلی چاقیدی ولی خوب بازی می کنی هنوز. دفترمون نزدیک مغازه ی احسانه و زیاد می بینمش. همایش هم نیومدی و حامد بهمن پور از بلاد کفر اومده بود بنده خدا بچه ها رو ببینه. چه خبر؟

سحرالوند

چرا نمينويسي؟

مثل من

سلام با اجازه من شما رو لینک کردم خوشحال میشم به من هم سر بزنید

احمد ج

سلام عزیزم. دلتنگتم. این لامذهب رو آپدیت کن.

فاطمه بختیاری

تو رو خدا منو ببخشید من گیج دار می‌زنم اومدم درستش کنم بدتر شد تو رو خدا اون نظرهای قبلی منو حذف کنید. من منظورم یکی بود.حرف ی و س کنار همه. شرمنده اصلاحیه سلام دو سال پیش توسط یکی از دوستانم وب شما و شیدایی رو جستم خیلی حال میکردم با وب جفتتون همشم غصم این بود که نکنه بعد از یه مدت زندگی آتیش شماها هم بخوابه و بشین مثل زن و شوملای دیگه ولی الان میبینم زیاد وباتون رنگ و بوی اون موقعه ها رو که از هم می‌نوشتید نداره گریهگریه تو رو خدا شما ها دیگه معمولی نشید ها باشه در پناه خدا رویا

فاطمه بختیاری

شرمنده اون نظره یه اشتباهی داشت اصلاحیه سلام دو سال پیش توسط یکی از دوستانم وب شما و شیدایی رو جستم خیلی حال میکردم با وب جفتتون همشم غصم این بود که نکنه بعد از یه مدت زندگی آتیش شماها هم بخوابه و بشین مثل زن و شوملای دیگه ولی الان میبینم زیاد وباتون رنگ و بوی اون موقعه ها رو که از هم می‌نوشتید نداره گریهگریه تو رو خدا شما ها دیگه معمولی نشید ها باشه در پناه خدا رویا

فرزند ادونای

وبلاگه خوبی دارید و فکر می کنم مستعد برای نویسنده بودن البته اگر نیستید به منم سر بزنید