سلوک

طهران؛

همهء چهارراه ها دور برگردان شدند<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بر می گردی !!؟

..........................................................................................

امر بر نوشتن است . لباس سپید تن می کنم و سمت مسجد چشمانت می آیم آرام . محرم می شوم و راهی بیت الحرام دلت . می گویم به روی چشم هام و می گویی زیبایند . – برای تو .

برای تو که احتمال آفرینش ات هنوز هم که اینجایی به نا ممکن نزدیک است از بس که بال داده بودم به ققنوس خیالم که هال که ناشدنی ست هر چه می خواهی اوج بگیر و شده بود تو . سلام . مرا بخوان .

شده بود تو شراب طهور سلسبیل چشم هام شده بود تو و خیالت شرب مدام.

در صدد جبران نقص نبودن تو ام این روز ها در بهشت. در پی چبران تو ام خانوم نا ممکن این همه خوبی فراموش شده ؛ از تبار سپیده و نور های خاموش شده .

دختر سر به هوای هر چه  متانت و سر به زیر هر چه نجابت . خانه خدای کریم بوسه های شیرین طلب نکرده اجابت .

ببند پنجرهء اتاقت را سردم است . در تب تو نوشتن تمام تنم را می لرزاند . می ترسم . انگشترنحیف ات را شبانه  در لیوان آبم بینداز ،هم بزن ، بنوشانم . می ترسم .

 می بینی ! دارم لب به لب می نوشمت و باز سر ریز می کنی که می نویسم . مجاب می شوم . اشک و بوسه طواف دارد، بگذار بچرخند ناودان بام خانهء ماست که شفا می دهد . ستاره ها و پروانه ها و آفتابگردان ها و دریا ها و بگذار بچرخند بام خانهء من و تو مرکز دنیاست. ام القرای مملکت عشق .

اینجا زمین هبوط من است نوبرانهء بهار بهشت ! مراعات کن . شب چشم در چشم آیینه شدی آرایش آسمان به هم ریخته از صبح ، سلوکم را ناتمام نگذار . حوصله کن به جایت بیاوریم ما تبعیدی های کوچهء شما . می ترسم . حوصله کن هال که خدا هم بی قرارشده  و لسوف یعطیک ربک فترضای مرا  نرسیده به موعود استجابت کرده .

بانوی جامع الشرایط عاشقی ، دایرهء المعارف زنده و خندان شهود های عاشقانهء من . کرشمهء شیطنت آمیز خداوندی . اجتهاد کن! حضرت استفتائات بی قانون و تبصره ناپذیر دل نیاز آلودم . فتوای خرابی ام را به پلک زدن آری گونه ایی صادر کن . تو حاجت منی و من حاجی تو . این سعی به عشق سرخوشی های باصفای توست  وقتی برایت نوشته هایم را می خوانم و سکوت می کنی غوغایی . ..(..هیچ .می رسد آن روز که از زبانم قید را برداری) .

تو حسن تعلیل حضرت خدایی به تمامی نرسیدن های من . تمام باقی راه را هروله می کنم . جایت در کنار من سبز . تازه گی ها نمی دانم چرا به یادت می افتم گریه ام می گیرد . آب زمزم هم برای درد خوب است . بودن تو اما تنها راه خاموشی این آتش است و بس . زین آتش نهفته که در سینهء من است ....خورشید ....خورشید! ماه ! ستاره ! نازنین! دخترم ! میپرستم ات  لوس ترین معشوق محتشم دنیا . پنجرهء اتاقت را باز کن مادرم دلواپس شد.

*

 احساس می کنم عیارم بالا رفته . من از هیچ چیز نمی ترسم . گمانم انگشتر طلایت را سر کشیده ام .  

 

/ 86 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Mariam

طهران؛/// همهء چهارراه ها دور برگردان شدند/// بر می گردی !!؟///مسعود امروز من ومحسن...آپارتمان...چقدر دلمون هواتو کرده بود...

Solh

600 دانشجو در نامه ای خطاب به آزادیخواهان جهان سال نو خورشیدی را سال آزادی نامیدند نامه دانشجویان ایرانی سال 1385 خورشیدی را سال آزادی نامیده ودعوت کرده است در نخستین روز فروردین این سال که مصادف با نه هزار و نهصدمین روز به گفته این نامه به گروگان گرفته شدن ایرانیان توسط آنچه که نامه دانشجویان آنرا گروه کوچکی از ملایان خوانده است، همه آزادیخواهان جهان، ایرانیان آزاده با حمایت سازمانهای جهانی کنگره آزادی ایرانیان را تشکیل دهند و تلاش شود با فرصت اندک پیش آمده ده هزارمین روز به گفته دانشجویان اسارت ایرانیان نویدبخش اتحاد برای آزادی میهن گردد. ادامه دارد

Solh

نامه دانشجویان ایرانی به امضای 600 دانشجو رسیده است که شماری از آنها در زندان بسر می برند. امیرعباس فخرآور دانشجوی حقوق و عضو موسس شورای مرکزی جنبش آزادی ایرانیان محکوم به هشت سال زندان، منوچهر محمدی دانشجوی حقوق و دبیرکل اتحادیه ملی دانشجویان و فارغ التحصیلان محکوم به 15 سال زندان، اکبر محمدی دانشجوی علوم اجتماعی و عضو اتحاد ملی دانشجویان وفارغ التحصیلان محکوم به 15 سال زندان، ارژنگ داودی نویسنده و از موسسان شورای مرکزی جنبش آزادی ایرانیان محکوم به 15 سال زندان، مهرداد لهراسبی فعال سیاسی محکوم به 15 سال زندان، مهرداد حیدر پور دبیر جنبش نوین کارگری محکوم به سه سال زندان، علی عالمزاده عضو جنبش مستقل دانشجویی محکوم به یک سال زندان.

بوتیمار

سلام...زنده ای بشر بی معرفت؟..............می بينم که هنوزم اره.................خشو باشی.اومدم عرض سلام وادب و ارادت خالصانه....فدايی دار ي مسعود...............پايدار باشيد

Solh

فراخوان کانون نويسندگان ايران شواهد حاکی از آن است که طرح های تازه ای برای محدود کردن هر چه بيشتر عرصه فعاليت های ادبی، فرهنگی و هنری و آزادی های فردی و اجتماعی، از سوی نهادهايی که خود را متولی اين عرصه ها می دانند در دست اجراست. ندادن مجوز کتاب، لغو مجوز اوليه و کسب مجوز برای تجديد چاپ آثاری که پيش از اين مجوز دريافت داشته و برخی از آن ها به چاپ های متعدد هم رسيده است، نمونه های تازه ای برای محدود کردن هر چه بيشتر آزادی انديشه و بيان و اعمال شديدتر سانسور می باشد. ادامه دارد

Solh

اين روزها مشاهده می شود که طرحی از سوی کميسيون فرهنگی مجلس برای جمع آوری کتاب های به زعم آنان «مساله دار» در دست تهيه است. در ديگر عرصه های فرهنگی و هنری همچون سينما، تئاتر، موسيقی و... نيز، خبرهای مشابهی در رسانه ها به چشم می خورد. فيلترينگ سايت های اينترنتی، اعمال محدوديت و توقيف نشريات دانشجويی، اعمال سانسور در روزنامه ها، تهاجم به نهادهای مدنی از جمله تشکل های کارگری و دانشجويی از ديگر موارد تحديد آزادی های فردی و اجتماعی است. کانون نويسندگان ايران، به عنوان نهادی که از ابتدای تاسيس همواره پيگيرانه با هر نوع سانسور انديشه و بيان و قلم مبارزه کرده است، از مردم شريف و فرهنگ دوست ايران می خواهد که با سانسور و سرکوب به هر شکل ممکن مقابله کنند. ما از همه ی افراد، نهادها و سازمان های مستقل و آزادی خواه که با اين فراخوان موافقند می خواهيم که همستگی خود را اعلام دارند. کانون نويسندگان ايران جمعه ٢١ بهمن ١٣٨۴ – ١٠ فوريه ٢٠٠۶

خواهرآقا

سلام. اون خواهری که چند وقت پيشا داشتی هنوزم هی همچین زنده ست! خيالت راحت..

sahar

بخدا مثل تو پيدا نميشه تو روزگار/اگه باور نداری مثل خودت يکی بيار