(شهاب باران )<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

تا شهاب باران را تماشا کنی ، پرده ها را کشیده ایی

ابروان پیوندی ات معماران را شگفت زده کرده

خرمن موهایت محصول کشاورزان را به باد داده

چشم هایت شاعران را به کوچه کشانده

شهر در وضعیت رنگ لبان توست !

*

هوا ابری ست و بی حوصله ،زیر لب ترانه خوانده ایی .

گوش ها پر از صدات شده

                        پای پنجره

                             تظاهرات شده .

...................................................................................................................

 (تو ، تو تهران منی )

 

حالا که نیستی

پس کوچه های چشمم را ،ابرهای غمگین لندن شرجی کرده .

و چشم های تو ، ونیز آب گرفته را از تنهایی به در آورده .

*

طوری مینویسم که انگار عمری مهاجر بوده ام .

طوری می خوانی که انگار نیستی .

به ما نیامده بانو !

از باغ های لواسان تا کاج های چیتگر

از سبزی کاری های ری تا آبشارهای دربند

                         دوستت دارم .

/ 64 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناصر و نادر

سلام...نادر گفته بود:دلم هواتو کرده! نه اينکه:دلم برات تنگ شده!چرا حرفو تحريف می‌کنی؟که بعدشم حرف در بياد ازش؟! و من از هر دو قسمت لذت بردم...هم اون قسمت بين‌المللی و هم اون قسمت داخلی!مخلصيم!

کرگدن

اومدنی اون آدم و حوا رم بيار صاحابش اومده !!!!!

plato

هوا ابری است اما پر شادابی و چشم ها خيره به راه باران پاييزی نخستين باران پاييز کی می رسد قاصد روزان ابری داروگ کی می رسد باران اين جا اما باروونيه دست کم بوی بارونو می شه حس کرد اما (تو تهران منی يعنی چی)

ابر سفید (برای یکتا)

يه چيزی می خوام بگم يه مدته نشده بگم،خب،حالا می گم: اين تو تهران با همون لحن ِ تو در جان منی من غم ندارمی که عصار می خونه صدا می کنه....خيلی خوشگله.....

ابر سفید

ببخشيد.اينقدر کامنت نذاشتم...قاط زدم.اون کامنت قبليه برای يکتا نبودا...برای تو بود...ببخشيد

خواهرآقا

دلم اون خواب شمالو می خواد. رفتنش نبودنش. پر از نبودن بود.. چی می شد اون خدايی که هست جای همهء چيزايی که بهم داده و نداده يه برادر داده بود.. توی اين اتاق زير اين طاق بدجور کمش دارم. کمش دارم..

يگانه « خواب گريز »

سلام .. تاريخ اين نوشته كه از خواب گريز به بروزيدن محتاج‌تره كه !!! و البته نتيجه‌ش هم حتما بهتر !! خوب باشين .. همين ..!

کرگدن

اولا از خواهرت تشکر کردی بابت الويه ؟ دوما خيلی دمت گرم و دم همه تون ... سوما اگه بدونی چقد با پيغام تلفنيت خنديدم !!!!!! چهارما قليونه کوفتتون بشه !!! پنجما آدم و حوا چی شد باقالی ؟!!! ششما منتظر غزل می مونم ... هفتما دوست دارم ... هشتما بسه دیگه برو گم شو !!!!! آها نهما تو وبلاگ آرش سه سوت فروختمت !!! دهما همينجوری واسه اينکه رند بشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

لیلای ... پناهگاه

مسعود خدايی از اين دو تا بيشتر از اون داستانهاي گردشتون و باقالی و چيزای ديگه خوردناتون خوشم اومد همونا که دستاتونو می داديد به هم از خيابون رد می شديد بعد روسريشو ميخواست گره بزنه باد می اومد بعد باقالی می خوردید می دیدید پول ندارید بعد مجبور بودید تا خونه پیاده برید بعد داداشش جاسوئیچی بود اونوقت چادرش گل گلی بود نمازتون می شکست... بعد هوس بلال می ردید اما دو تا دویستی دوباره که پول نداشتید؟بعد قرار بود تو سیبیلات رو کوتاه کنی که؟ بعد اونارم دوست داشتم.

يگانه

غزل غزل شيرين تر از شيرينی .................... مثل هميشه پایادر استوار باشيد.