به مولا

یار جهانی و لیکن، دیریست یاری نداری

دریای صبر و سکوتی ،در دل قراری نداری

فصل خزانت رسید از داغ گل یاس و میخک

ای باغ آتش گرفته! دیگر بهاری نداری

سخت است بغضی نفس گیر او را بهانه بگیرد

یادت بیفتد که از او ،حتی مزاری نداری

یک عمر بر گرد رویش چون ماه در حلقه بودی

حالا تو می چرخی اما دیگر مداری نداری

انگار غمهای عالم ،پشت سکوتت نشسته

آقا !شما در گلویت ،یک زخم کاری نداری؟!

*

نان و رطب را گذارو با درد دلها گذر کن

از ما یتیمان که چشم شب زنده داری نداری؟!

/ 53 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کرگدن

راستی وبلاگ خوبی داری به من هم سر بزن !!!!!

کرگدن

ضمنن در آخر پایان ! جیگرتان را ( با حفظ شئونات اسلامی ) بخورم !!! خداحافظتان باشد انشاءالله آقای کرمی !

کرگدن

ایول !‌ این بالای کامنت دونیت چه باحاله ! با جوایز ویژه ! مععععععععععع جواااااایییزززززز الللللللللللللللللخاصصصصصصصصصصصصه !!!!! هاااااااااااااا !! یهلونی !!! الموت للاسرائیل !!!!!!!!!!! مرگ بر آمریکا !!! تولدت مبارک !!! بیا شمعارو فوت کن !!! آماده ایم آماده !!! اتل متل توتوله !!! مرگ بر صدام یزید کافر !!!!!!!!!!!!!!!

سید مهدی موسوی

20 روز پيش اتفاق افتاد خبر نه عشقي بود نه جنايي... غمگين بود مثل خودم: «لب تاپ را دزد برد!» همه شعرهايم، داستان هايم، مقاله هايم، رمان نيمه تمامم، مطالب شماره ۲ مجله و... به همراه لب تاپ نابود شد ۸ سال زندگي ام سه كتاب آماده چاپم تقصير خودم بود كه هيچ كپي از هيچ چيز نگرفتم تقصير بودم كه زندگي ام فقط يك چيز داشت كه فقط يك چيز برايم مانده بود: ادبيات كه نابود شد!! الان نه مي خواهم ديگر خودكشي كنم نه بروم سراغ زندگي معمولي... فقط نياز به كمك دوستانم دارم جز شعرها و مقالاتي كه در خود وبلاگم و آرشيوش هست و كتاب هاي چاپ شده ام چيزي برايم نمانده اگر هر مطلب هر شعر هر داستان هر مقاله هر مصاحبه هر عكس و هر چيز ديگري از من داريد يا دوستانتان دارند خواهش مي كنم لطف كرده و به من برسانيد پيشاپيش ممنونم در اين روزهاي بد فقط شما دوستان را دارم و كنار پنجره اي زير آب منتظرم...

شيدايی

يه روزی مياد که خستگی خسته بشه بذاره بره ... پلکات دلشون واسه من می سوخت هی خودشونو نگه ميداشتن ... باز می موندن... چشمات ولی صادق تر از اونن که نگن خوابشون مياد ... چقدر مرد شدی پسرکم ... سرما رو دوست دارم. دستات دستامو محکمتر بغل می کنه ... گررررررررررررررررررم می گيره دلت با دلم ... گل سر بهونه ست که تو از ميون رنگا بری سمت آبی ...حتی اگه آخرش باز حرف من بشه و قهوه ای رنگ چشات ... آبی آرامشت رو واسه ی يه عمر خريدارم . چند؟ کرميه فاميلت ... مفتکی ميدی ... خوشبختم !

کرگدن

(( ... پلکات دلشون واسه من می سوخت هی خودشونو نگه ميداشتن ... باز می موندن... چشمات ولی صادق تر از اونن که نگن خوابشون مياد ... )) این تیکه رو کاملن درک می کنم ! قشنگ بود ... کامنت بانو ... خودش یه شعر بود ... حالی داد اساسی اول صبحی ... ممنون ... مرسی .

کرگدن

در ضمن شما را ما چشم در راهیما !! همیشه .

بالی برای پرواز

چهارمین جشنواره طرح بالی برای پرواز همزمان با آبان ماه، ماه شاعران برگزار می شود. برای شرکت در این مسابقه با حداکثر پنج طرح از اشعار خود به وبلاگ این جشنواره مراجعه کنید. http://www.balibarayeparvaz.blogfa.com

آدمک

سلام عرض شد خدمت داش طيّب گل گلاب... آقا يك وقت فكر نكني من يادم رفته و از اين حرفا و اينا و اونا و خيلي چيزاي ديگه‌هااااا... نه! يادم نرفته قرار رو، فقط فرصت نشد... به جون محسن مي‌ذارمش قرار رو... شاد باشي و برقرار... تا بعد...