بيت الغزل

سجاده و چادر نماز تمام سپید مادر ،  گوشهء چشم ترک خورده و مردانهء پدر ، پر شکستهء پروانه ،  شکوفه های ریز محبوب شب  ، ماتی نگاه حسن یوسف به راهی دور ، السلام علیک یا نور . یابن الانوار الزاهره . (سلام بر تو ای فرزند نور های درخشان .)

مهر گیاه ،  سکوت زمین ، حزن باران ، فریاد بغضی هزار ساله در گلو ، حجاب پسر زیبای حضرت گل  ، بوسه بر ارغوان و ستاره بر آسمان ، دخیل بر ردای سپید ، گره برشالی سبز ، صدای کمانچه بر مهتاب نخلستان . جان باید در ابتدای راه تسلیم تو شود . بر من بدم مسیح !

اللهم اظهر کلمه( خدایا کلمه ام بده ) یعنی تو کلمه خدایی . عاشقانه ء خدا .چه صبری دارد که هنرمندانه ترین خلقتش را...

... و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمین  . می خوانم و نفس عمیق می کشم  . یعنی می دمم بر یاد مبارک شما در سینه ام که بماند و در امان باشد از چشم های تنگ . دارم لاف می زنم که دلم گذرگاه نرگسی های یاد شماست . دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من .

السلام علی ربیع الانام ( سلام بر بهار عالم ) هر جا می شنوم یا می خوانم که درخت خشکیده ایی سبزشده یا بوته ایی در فصلی سرد به شکوفه نشسته یا در گدار رودی خشک از پس سالیان آب جریان یافته به خود نهیب می ز نم که آی  ! مولای تو آنجا بوده ، از آنجا گذشته ،  تکیه ایی زده ،  نمازی خوانده ، وضویی تازه کرده و نظری به عنایت انداخته و... دلم می خواندت . می خواهدت . السلام علیک یا عین الحیوه (  سلام بر تو ای سرچشمهء آب زند گانی )  پس کی نوبت من می رسد ؟  کی از من می گذری  که به بار بنشینم که نظر کردهء تو شوم . هر چند هنوز نخشکیده ام .. من هنوز در به در طرهء اون زلف سیاتم ..من هنوزم سبز سبزم .. ریشه دارم یکی از پاپتیاتم .

 ذره ایی می شوم در هوای تو . باید آخر چگونه بود با تو که بر دلت نشست ؟  گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من .. از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم . در کدام زمینی  ؟ کجای آسمان را رصد کنم ؟  مسجد من کجاست ؟. لیت شعری این استقرت بک النوی ( کاش می دانستم که کجا دلها به ظهور تو قرار و آرام خواهد گرفت) . تو بگو  بد نیست آدم جای حبیبش را نداند ؟. نمی خندند ؟  نمی گویی ؟ عزیز علی ان اجاب دونک و اناغی  (ای مولای من بر من بسی سخت است و مشکل که پاسخ از غیر تو یابم ) در به درت شده ام . در پی تو می گردم  . سراغت را می گیرم . هر جا خبری از تو هست دلم می تپد ، ضرب می گیرد ، می دفد . نشان خانه ات را از تمام شهر پرسیدم.. مگر آن سو تر از این تمدن روستای تو .

الی متی احارفیک یا مولای  (ای مولای من تا کی در شما حیران و سر گردان باشم) .

بگذارتا به شارع می خانه بگذریم. . بهانه ات را می گیرد دلم .نسیمی کز بن آن کاکل آیو . زخم دل زبانه می کشد . بهانه می گیرد رقص عکس آب حوض آبی بر دیوار . یادتو . راه های دور عطر تو . پلک پریده و کفشی که جفت شده . مهمان عزیز . رسیدن بهار به دستان بنفشه . هجرت از هر چه که هست به تو . نشانه ها. اواره گی . فرهنگ سخنان ناگفتهء فاطمه در دستت . آی وعدهء تضمین شدهء خدا !  پی جای چشم های تو می گردم . اگر شراب خوری جرعه آیی فشان برخاک ... کاش خاک بودم ...از جرعهء تو خاک زمین در و لعل یافت ... بیچاره ما که پیش تو از خاک  کمتریم .

لیلاج هر کجا که بوی تو ام .  بوی عطر قدیمی زیارتگاه ها . آبی دور پیاده راه جمکران . روضهء حضرت عباس  . دلی به محراب سهله . دلی به سرداب سامرا . دلی به دشتهای اطراف دوکوهه . دلی به نرده های بقیع . دلی به زمزمه های مادرم که اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش ...گره می زنم و  حاجت می خوانم . نشانه های سپید کوچک مادرم میان ورقهای سبز مفاتیح بهشت .  نماز حضرت صاحب ، استغاثه به امام زمان ،  دعای عهد  ، زیارت آل یاسین.. می خوانم . ...ماه آسمان تمام ماه تمام من به نقاب و ...سلام   السلام علی القمر الزاهر.. السلام علی شمس الظلام. . ( سلام بر ماه تابان . سلام بر آفتاب شام ظلمانی )

اللهم طال الانتظار  (پروردگارا انتظار ما طولانی شد) .  بین ما و شما فراغ بیداد  کرد . شما که هستید . ظاهر نیستید اما همیشهء خدا حاضرید . آنکه غیبت کرده منم . منم که لحظه هایم همیشهء  هر کسی شده و همیشه خدایش انگشت شمار . آقای من ! تا کی بر سیم های تیر برق های کشیده در خیابان جمکران نت های انتظار بخوانیم و زخمهء غربت بر دل ریشمان بزنیم .

تو  بیت چهاردهم غزل عاشقانه خدایی . کی می آ یی و حسن ختام دلتنگی می شوی بیت الغزل !.

هل الیک یابن احمد سبیل فتلقی  (ای پسر پیغمبر آیا به سوی تو راهی هست؟)

 بگذار تا مقابل روی تو بگذریم .

ما کبوتران دل شکسته ایی هستیم که جای معشوقمان را نمی دانیم . ما کبوتران بی پرو بالی هستیم که قرار بوده جلد حرم آقای حی حاضرمان باشیم و نیستیم . گم شده اییم  . کم شده اییم و حالا این بی کسی و غربت دلمان را به درد آورده . به تنگ آمده اییم . بغض دست از سر دلمان بر نمی دارد .  چشممان به جمال حضرت و آقایمان روشن نیست .و هل قذیت عین فساعدتها عینی علی القذی  ( آیا چشمی می گرید تا چشم من هم با او مساعدت کندو زار زار بگرید ؟)

بیا و دست برسینه ام بگذار.. ما نیز دلی شکسته داریم ای دوست . برای خودت  . بیا و برگ زیتونی برای دنیا بیاور ،  ترانه ایی بر دبوار کوچه بنویس .و با انگشت اشاره ات به نور مهمانم کن.

یابن النجباء الاکرمین  (ای فرزند اصیل و شریف بزرگوارترین اهل عالم ).بر من مگیر که گاهی تو را فراموش می کنم و تنهایی آذارم می دهد . ببخش که از یاد می برم بودنت را و خوب بودنت را و بزرگواریت را .  ببخش که قدرت را نمی دانم  گاهی و از یاد می برم که تو آخرین بازمانه ایی و مثل و مانندی نداری و دارو ندار منی .

سرت سلامت مرد خدا .  شکر بودنت که صاحب و مصاحب این دلی .

همه این ها را گفتم و حالا که وقت دعا و عریضه وخواستن است می خواهم اشکم را پاک  کنم و لبخندی بزنم و بگویم که تو را به خدا کار های من هم درست می شود اینهمه غصه ام را نخور . سرو جان و هستیم فدای یک تار  مویت.  بخند . همین!

برسد آن روزی که آنقدر نزدیکم رسیده باشی و چشم در چشم شده باشیم و شیطنتم گل کرده باشد که .. شاه خوبانی و منظور گدایان شده ایی ..قدر این مرتبه نشناخته ایی یعنی چه . سلام.

/ 26 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صحرا...

*** سلام... چه خوب بود... خیلی... از ته دلم میگم... انقد حسش منو گرفت که یه ان دلم خواست همه بخونن و واسه همین بی اجازتون واسه همه سند تو آل کردم... نباد بگم کجاش بیشتر به دل و روحم نشست... اما... ((همه این ها را گفتم و حالا که وقت دعا و عریضه وخواستن است می خواهم اشکم را پاک کنم و لبخندی بزنم و بگویم که تو را به خدا کار های من هم درست می شود اینهمه غصه ام را نخور . سرو جان و هستیم فدای یک تار مویت. بخند . همین!)) دیگه موندم...! همین! ***

صحرا...

*** راستی آقا طيب... همه اينروزا که ميگن التماس دعا... همه هم جواب ميدن چشم... اما...خواهان دعاتونم... نگين چشم هاااا... از اون چشم الکی ها! ***

کرگدن

مسعود ... يه افطاری بريم نارسيس ... من ... تو ... مریم ... سید عباس ...شله قلمکار بزنيم ... ايول ؟!

حسين مصطفی پور

سلام تو را به خدا کار های من هم درست می شود اینهمه غصه ام را نخور . سرو جان و هستیم فدای یک تار مویت. بخند . همین! این همه معرفت رو از کجا آوردی؟ نفست حق.

فاطمه

چکار می کنید شما ؟ عشقانه ها به حاشیه ی مفاتیح رفتند باز ......... به قول ِ عزیزی اللهم صل علی آینه و ال آینه .

مريم

سلام...ای بابا اينجا چه خبره: دوصفر يک و علامت سوال و...پس اسم منم کاراگاه گجت!!!...خواهش می شود...خوبی؟...خوش می گذره؟...ما هم خيلی خوشحال شديم...سلام برسوووووووون حسابی...ببینیمتون...يا علی.

جاناتان

آقا طيب؟ قبل از اين مطلبتون فک می کردم عربيم خيلی خوبه که!

Maryam khanoom .Gar shabi dar manzeleh jananeh mehmanaat konand /goleh nemaat ra makhor mashgholeh sahebkhaneh bash

فرزانه

به سمانه می گفتم :امسال کسی نبود به شاه فصل ها سلام بده.

گنه کار

به تمام اللهم هاتون و ربنا هاتون ... آمين... زیبا بود. و من الله توفيق يا علی مدد