اشاره

 

 چه قدر خوب که تو خوب آسمان هایی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

عروس کوچک و محبوب آسمان هایی

شبیه برف شکوفه سپید می باری

تو مژدگانی مرطوب آسمان هایی

مشبک است نگاهت ضریح سبز آبی

دو چشم عاشق و مجذوب آسمان هایی

شبانه برکه و مهتاب لب به لب شده اند !؟

 تو بوسه بازی محجوب آسمان هایی

*

به گرد روی تو... حرف و حدیث بسیار است

اشاره های زمین رو به آسمان هایی

*

تو از عشیرهء عصمت کنار ام مسیح

شبیه مادر مصلوب آسمان هایی

تو دست خط خدایی به نسخ  ، نستعلیق

شکسته ، ثلث ...به اسلوب آسمان هایی

و تکیه گاه تو رحل است جای بالش و تخت

نجیب زادهء منصوب آسمان هایی

به قلب شاعر من مصحف شریف غزل !

تو (هل اتی) ی طلا کوب آسمان هایی

چه فرق بنت زحل- دخت ماه ،  یا ناهید

همین بس است که منسوب آسمان هایی

/ 74 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنی

نميدونم تا چه حد حرفتونو جدی بگيرم......اون نوشته من نبود اون تمام حس من بود... در مقابل نوشته های شما کودکانه است اگه بگم منم مينويسم...نه؟ خيلی خيلی بزرگواری فرمودين که سر زدين به روح تنهای من

مينا

سلاااااام ... اشاره های زمين رو به آسمانهايی ... ميدونستی!!

معلمی از بهشت

سلام بر بارونی ترين مرد وبلاگستان.با اجازه تون اين دفعه تو پستم کمی ازتون تعريف کردم.پيش کش طيب خان.

شاخه پيچك

بسم الله سلام . الهی که همیشه خوب باشید . سه روز طول کشید تا همه ی آرشیوتونو خوندم . من از سر موازی شمارو میشناسم و بعدشم جام جم و از اونجا که رفتین وبلاگتونو شناختم . نمیدونم چرا چندروز پیش هوس کردم به آرشیوتون یه نگاهی بندازم . یهویی شد سه روز و دیدم که همشو خوندم . یه چیزی . من نه شاعرم نه از اینچیزا چیزی سرم میشه . فقط شعر و متنای ادبی رو خیلی دوست دارم . بلدم نیستم مثل دوستاتون تعریف کنم . فقط میگم خیلی قشنگ مینویسیدا آقا طیب . ولی یه چیزی هست که اگه نگم حناق میگیرم . خداییش قبلنا خیلی قشنگ تر مینوشتین . مخصوصا سال ۸۳ . مثلا دی و بهمن اونسال . نوشته هاتون بی نظیر بودن . اینطوری نیست به نظر خودتون ؟ حستون رو خیلی قشنگ تر از حالا میگفتین انگاری . موفق باشید . ببخشید که پرحرفی کردم . خداپشت و پناه زندگیتون

۳۰نا بهمنش

شبيه باران ميان زمين و آسمان ايستاده / زنی که يک عمر تقاص زن بودنش را داده .... سلامت باشی آق طيب

ناصر و نادر

سلام.چطوری يا نه؟ فکر کنم بهترين غزل تو تا اينجا همينه...بيتهای خيلی خوب زياد داره..فقط بيت پنجم ...من ارتباط دو تا مصراع رو چندان قوی نمی بينم...ولی در کل دمت گرم...!موفق باشی...

زهرا . ا

من به طرز وحشتناکی با شاخه پيچك موافقم... خودت چی؟!!!! چت شده ؟ مواظب باش از اون ور دره نیفتی.... یه سر به ارشیو خودت بزن..... ایدی چی شد؟؟؟ ای خسیس......!!!!!!

حسين

نه برای تو نمی نويسم ...که تو مدتهاست که از ما بريده ای ... برای دخترکی می نويسم که سراغ مرا از خانه ی تو می گيرد به هوای اينکه ما را در خانه ی تو جايی ست ! برای دختری می نويسم که نگاهش غزل است ... حکايتش مثنوی ست ... بختش سپيد ... بغضش نيمايی ... دلش دريايی ...نه... برای تو نمی نويسم رفيق ...

صالح دُروند

غزلت خوب بود . موفق باشی...