عاشقانه

وقتی دستت در دستان من است

پرم از حرف هایی

                      از این دست .

/ 58 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسين متوليان

خييييييييييلی هواييت شدم يکهو... ساعت ۳ نصفه شبه....اومدم حرفايی از اين دست بشنوم....خدا هوای گلای مريمو از باغتون نگيره.... مبارکه...

فاطمه

دير كه نمي شود تبريك گفتن وقتي حالا حالاها ميشود گل ريخت و نقل پاشيد و كل كشيد .

زمانه

امامزاده يک شنبه ها تعطيل!...

***

تبريک . ولی با اينهمه تکليف عاشقانه ها چه می شود؟

تلخون

سلام خانداداش . يلداتون مبارک باشه . راستی کم لطف شديد! به روزم و منتظر . شاد باشی . يا حق .

احمد

الهی نميری مسخره! چه خبره تو اين بلاگت؟؟ هر وقت حال داشتی يه خبر بده ببينيمت. دلمون تنگته!

Peywandeh ghalbhayetan ra samimaneh tabrik migoyaam, shadi o shadkami,jawdaneh barayetaan arezomaandam.Haal entezareh boye gole Yase eshegh raa az tahrirhayaat bish az bish entezar mikeshim(chon badhaa bi ghararaand o To chon nasimeh bahary wazaan)

لاشريکستان

اينجا می گم که راحت تر باشم! آقا اشکال داره که من دوست دارم يه با معرفت مثل شما بياد به وبلاگم سر بزنه؟! بايد داد بزنه رفيق پاشو بيا!؟باشه داد می زنم!حتا دلم می خواد بگم رفيق بشين پست های قبلی رو هم بخون! من دوست دارم اسم تو و نظرت پای نوشته هام باشه! بعد اينکه اصلا فرض کن من دوست داشته باشم از توی اين دنيای مجازی يه رفيق واقعی مثل تو بياد بيرون!اشکال داره! داشته باشه هم ميگم! بهد اينکه همين! به کسی نگی ها اق طيب..يا حق