پرستو

هر چند گوشه گیر قفس ها شد، از جنس مرغ های مهاجر بود

هر شب دلش برای تو پر می زد. هر چار فصل سال مسافر بود

قشلاق سمت ساحل چشمانت ،ییلاق در کرانهء بازوهات

در پیچ و تاب گردنه ها حیران ،روحش تمام عمر عشایر بود

با ابر و باد روسری ات رقصید .در موج های پیرهنت گم شد

در دامنت به چیدن گلها رفت .در تو همیشه مست مناظر بود

چندین گره به موی پریشان ات ،یک قفل بر ضریح النگوهات

چله نشست در خم ابرویت در صحن پلک هات مجاور بود

یک شب دلش هوای تغزل کرد یک جلوه رو به آیینه رخ دادی

آن آن حافظانه میسر شد زان پس دلش هر آینه شاعر بود

*

یک روز هم شبیه پرستوها ،گم شد در ازدحام هیاهوها

پر زد به سوی ضامن آهوها یک تن میان ان همه زائر بود.

******بچه ها این نوشتهء قدیمی من رو هم ببینید.

/ 153 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کرگدن

۱۴۳ !!!!!

کرگدن

۱۴۵ رو نمیذارم که تو خماریش بمونی !!!!!!!!!!!!!!!!!

مهدي آذري

با سلام دوست عزيز وبلاگ با مبحث كالبد شكافي پنج ، جنازه پنجم حسن قريبي به روز شد منتظر حضور گرم شما و همچنين نظرات ارزشمندتان هستيم . با تشكر ارادتمند : مهدي آذري

کرگدن

۱۴۷ !!!!!

کرگدن

۱۵۰ !!!!!

کرگدن

خودت یه پا بزم رباعییی !!!!!

کرگدن

واااااای ! آقاهه ! شما چقد کامنت دالی تهنایی !!!!!

مصطفی

سلام...تاسوعاا...انشاا... صاحب... تمام!

آقای هيچکس

...... .. . . ................ . .... . . ... ... .............. . .................... ... .. . ......................... . . . .......... . . ..... ................ . . . . ............. . . . .. .. . . ... . ................... . . . . ........... مسعود اينا همش فحش ناجور بود. کاری نداری؟ ما رفتيم