فال حافظ...فال گردو

قدیمی ها این سبک  نوشتن مرا به یاد دارند.به یاد آن روزها.تقدیم به رفیقی که در این روزهای بی هم نفسی دم گرمش تکلیف هال وهوای مرا تعیین میکند(.نگاه کن.تو می دمی و آفتاب می شود.)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

می گم: اون دوتا خرمالو ها که اون روز میگفتی بالا درخت موندن هنوز هستن؟

می گی: آره.دیروز دیدمشون.باید به موقع بریم. آین شاخه درخته از حیاط باغ اومده بیروون.ظهرا خلوت میشه.میای؟تورو خدا.

می گم: همین ساعتا خوبه هوم؟

می گی: اوهوم

(نازنین.فکر شیطنت چشمهایت را جذاب تر میکند.لبخندت نمکین تر میشود.هیجان ساختن یک خاطره دیگر از آنها که به قول تو قرار است برای نوه هایمان تعریف کنیم و باور نکنند.لحن حرف زدنت را که مثل بچه ها می کنی هم بازیت می شوم.شیطنت میکنم باتو)

..: بریم.بر مردم آذار خرمالو دزد لعنت.

--: ایول .بیش باد.

(چقدر در راه میخندیم و برنامه میریزیم برای بالا رفتن از درختی که در تخصص توست…….از بالای درخت خرمالو های رسیده را پایین می اندازی و با دقت میگیرمشان که له نشوند….از درخت با تسلط و راحت پایین میپری تا اضطرابم تمام شود.)

--: کیفمو بردار بدو.یکی داره میاد جلو در.از بالا دیدم.بدو سرایداره چوب دستشه.

(می دویم و می دانیم که اینقدر ها هم جدی نیست.اما این ترس خود خواسته عجیب شیرین است.طوبی!با تو از هیچ کس نمی ترسم و به خاطرت از همه…..هالا مثلا همه چیز تمام شده.روی چمنهای کنار اتوبان ولو شده اییم وآسمان را نگاه میکنم تو مرا)

می گی: بخور.مال دزدی میچسبه .

.. : من؟دخمل خوب من اصلا خرمالو دوس ندارم.جفتش مال تو.

--: وای.خنگ خدا منم دوس ندارم.فک کردم تو دوس داری.حیف اینهمه زحمت.

..: بیخیال.هال داد.پاشو بریم.تاریک میشه باز بابات رات نمیده خونه ها.

--:من که خونمون همین جاس.تو ولی زود برو خونه تا من کمتر فحش بخورم.چش سفید و چش آبی و ابروکمون و…من یه روز با این آبجی تو حسابامو صاف میکنم.

(حساب؟ عزیز!.ما چقدر با هم حساب داریم.چقدر با هم کار داریم…. وقت رفتن که می شود پی بهانه می گردم تا  بمانیم…..یک روز با خودم کنار می آیم ویک دل سیر نگاهت می کنم.چشم هایت را.باد و موهای جلوی پیشانیت را.لبخندت را.راه رفتنت را…)

می گم: پاشو بریم.خودتم لوس نکن.تو حریف پروانه نمیشی.شوخی میکنه.خیلی ماهه. به جای این خورده حسابا به حاجیتون بگو یه  حساب برات واکنه اینجور وقتا که همه چیزمون رو خرج کردیم الکی واسه هم تیریپ هوای دونفره و پیاده روی نذاریم.

( و من چقدر این پیاده روی های به خیال تو ناخواسته را دوست دارم.و من چقدر همیشه نا خواسته جیبهایمان را خالی می کنم برای این هوای دو نفره و من چقدر نا خواسته می خواهمت.)

می گم: تو که چیزی تو جیبت نموند هان؟

می گی: نه

..: من یه دویستی دارم.میدیم پیرمرده مرغ عشقش واسمون دو تا فال حافظ بگیره صفا کنیم قبول؟

--: نچ.منم یه دویستی ته کیفم پیدا کردم.ببین بچه  کار من و تو از فال حافظ گذشت.میذاریم رو هم میدیم به این دختر بچه هه یه فال گردو می گیریم هالا که باز باید پیاده گز کنیم.قبول؟

..: قبول.

(و چه فالی.سفید سفید.گردوهایی که به بهانه بلند بودن ناخنهایت خودت برایم پوست می کنی…با تو فالهایم سفید است.سفید…چه سهم قشنگی داشت دخترک از خرمالو های آب دار و بوسهء … تو.)

می گم: من گفتم خرمالو نمیخوام نگفتم که ماچ نمی خوام.

می گی:منم ازت نپرسیدم چی میخوای چی نمی خوای.تازه ماچ بی خرمالو نداریم.

(می خندیم.وقت هایی که هر دو با هم خجالت می کشیم…همه میخندند. همه چیز قشنگ می شود.)

/ 66 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دلناز...

نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود /// چگونه سایه سیاه سر کشم اسیر دست آفتاب می شود / نگاه کن ... تمام هستی ام خراب می شود / شراره ای مرا به کام می کشد / مرا به اوج می برد / مرا به دام می کشد / نگاه کن... / تمام آسمان من پر از شهاب می شود / تو امدی ز دورها و دورها / ز سرزمین عطرها و نورها / نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاج ها ز ابرها... بلورها / به راه پر ستاره می کشانیم / فراتر از ستاره می نشانیم / نگاه کن .../ من از ستاره سوختم / لبالب از ستارگان تب شدم / چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل / ستاره چین برکه های شب شدم / چه دور بود پیش از این زمین ما! / به این کبود غرفه های آسمان / کنون به گوش من دوباره می رسد صدای تو / صدای بال برفی فرشتگان ! /

قاصدك سوخته

فکر شیطنت چشمهایت را جذاب تر میکند ... سلام دوست ... برادر ... عشق ... و طيب و طوبای من !!! بالاخره تموم شد ... يک چله سکوت . می دونم از همه بيشتر تو يکی گله مندی و به خون من تشنه ای اما فعلا اين منم که تشنه م تشنه به قول تو شنيدن ... ماه من ... از گرفتگی حوض نگير ... دوباره تصويرتو به موج من بسپار .. تو فقط حرف بزن ديگه کاريت نباشه .. من خودم بلدم چطوری خرابت بشم عاشقت بشم ديوونه ت بشم و عاشقانه بهت بد و بيراه بگم ... اين کارتم خوندم اما برای خوندن نيومده بودم پس بذار هر وقت برای خوندن اومدم فحشای اين يکی کارتم نثارت کنم ... من گفتم خرمالو نمیخوام نگفتم که ماچ نمی خوام ... راستی من خرمالو هم می خوام بوسه که جزو واجباته !!!

moones

سلام .....فقط اينکه اينجا وقتی چشم ميذاری پشت پلکها آبی دريا را جمع ميکنه ......فال حافظ ...فال گردو ..فال سفيد ...فال نور !بارون

aashenaa

سلام خيلی قشنگ بود.همين............... دست حق يارتان.

انيس

و من چقدر نا خواسته می خواهمت ... آقا طيب! من اصلا نمی تونم اينجا مانور بدم ... به بزرگواری نوشته هاتون ببخشيد ... خودم که ذاتا لالمونی دارم اينجا هم که ميام ...

دلناز...

نگاه کن که من کجا رسيده ام ! / به کهکشان به بيکران / کنون که آمديم تا به اوج ها / مرا بشوی با شراب موج ها / مرا بپيچ در حرير بوسه ات / مرا بخواه در شبان دير پا / مرا دگر رها مکن / مرا از اين ستاره ها جدا مکن / نگاه کن که موم شب به راه ماگونه قطره قطره آب می شود / صراحی سياه ديدگان من به لای لای گرم تو / لبالب از شراب خواب می شود / به روی گاهواره های شعر من / نگاه کن / تو می دمی و آفتاب می شود ! .....

دلناز...

چقدر ديشب حالم گرفته شد ... داشتم ادامه شعر فروغ رو برات می نوشتم که ديگه کامپيوترم بد جور قاطی کرد و ديگه وصل نشد به نت ... آخ که چقدر من اين شعر رو دوست دارم ........

یه دخمر گل

سلاااااااااااام ... خيلی وقت بود نيومده بودم از اين بابت واقعا عذر می خوام .... هنوز نخوندم بايد چند تای قبلی رو هم بخونم ... خيلی دلم تنگ شده بود واسه هال و هوای اينجا ... ميام باز ... يا علی

younas

سلام .. يکی از بهترين دوستای دوستای من می گفت شما گفتيد خاطره معنی نداره .. دلم می خواست دليلشو از شما بشنوم .. ما که می گيم تو جهان هفتم روح خالص بد می چسبه و اونجا عاری از هر خاطره ای می شه با خدا هال کرد .. دوست داشتم دلیل شما رو بشنوم استاد

شهرزاد

طوبایی که اینقدر زمینی باشه به هیچ دردی نمی خوره.این طوبی هبوط کرده.این طوبا رانده شده است.