نیستی

بنشینیم سیر تماشات کنیم به بهانه شناختن. بعد هی بروی توی سر ما، که چه کاره اییم! . بعد ما یک کلام نتوانیم از خودمان دفاع کنیم  کر و لال!  بعد تو بزنی ما را بکشی به رای اکثریت ..بی وصیت هلاک شویم . خدا بشویم! بعد بزنی توی سرت که اسکل چرا پس جیک نمیزنی که پلیسی. و بخندی بلند بلند.انگار نه انگار که ما را کشته ایی.

نیستی، مافیا هم بازی نمی کنیم.

/ 26 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانو

آی گفتید آقا طیب گل گفتید نیستی بنشینیم سیر تماشات کنیم نیستی.....

کرگدن

البته اون رهگذر گمونم فک کرده بود من پاک به فنا رفتیم رو نوشتم به پاک فنا رفتیم !!!

کرگدن

مسعود یه صبح جمعه بیا بریم بهشت زهرا ...

کرگدن

با تاکسی ما حال نمی کنی اوتول خوشگله’ خودتو بیار پسر حاجی !

تبسم

چه قدر خوبست که دوباره می نویسید گاهی یاد روزهای اول وبلاگ نویسی می افتم ...چه ابهتی داشتید البت هنوز هم دارید...حتما

مکث

وایییییی ...بهترین توصیف از بازی مافیا....شاعرانه...محشر...

مکث

یعنی افتادی روی دور نوشتن های محشر ها...

من

جالب بود