سرخ پوست خوب

گوش می خوابانم به روی نیمکت پارک

دست می کشم به جایی که نشستی

                                  _ هنوز گرم است. _

*

به صدای خنده ها

به رنگ گلها

به شاخه های بید مجنون

به چنارهای بلند

به شعر های آن روز

 بر می گردم.

*

عطرت را خودم برایت خریده بودم

همین نسیم من را عاشق روسری و محجوبی ات کرد.

*

و خودم را گمراه می کنم.

من اینجا عاشق نبوده ام

من اینجا نبوده ام

من نبوده ام

من خالی.

 

/ 21 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونا

آقا طیب.... میشه این نوشته ها رو خوند و دل به دلتون نداد؟ میشه اینا رو خوند و عاشق نبود؟...

انيس

گرت هواست كه معشوق نگسلد پيمان نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

c

زیبا بود like

فاطمه

حسادت میکنم به آینه اتاقت که مجبور نیست برای دیدنت وقت قبلی بگیرد....

بانو

عالی بود من اینجا نبوده ام....

فرزانه

نزدیکه 3 ساعته تو سایت دانشگاه نشستم مقاله لاتین سرج میکنم برای اینکه از توش موضوع پایان نامه دربیارم با اینکه تا امروز صبح وقت داشتیم اینکارو بکنیم ولی امید کلاَ چیز خوبیه!مغزم داره میپکه و همینطوری لغت بلاد کفر جلو چشمام راه میره-دیگه بیخیال موضوع شدم و خودم رو دلداری میدم که فدای سرم نرسیدم که نرسیدم چیکار میخوان بکن اما میدونم با تمام قوا دارم به سمت یه دردسر جدید پیش میرم با این نرسیدنم- یکی یکی پنجره هارو با یاس میبندم و فقط میلم باز میمونه که نیم ساعته داره جون میکنه یه میل رو باز نکنه و نمیکنه لامصب! یه دفعه یادم افتاد گفتی داری زود به زود مینویسی بلاگتو باز کردم و خوندم و نفس عمیق کشیدم!به این میگن تغییر فضا و یه ریلکسیشن درست و حسابی!

فرزانه

نمیدونم همه غم و غصه های کامنت قبلی رو برای چی نوشتم با اینکه میدونم جذابیتی برات نداره.درد دل بود بیشتر-خسته ترین آدم روزگارم مسعود-بعضی وقتها بعضی چیزارو نمیشه گفت بعد جمع میشن تو دلت و تازه اطرافیان هم از دستت ناراضین و تو حتی نمیتونی ازشون انتظار داشته باشی توضیح نداده درکت کنن.وای همینطوری داری چرت و پرت میگم-بیخیال

الهام

من نبوده‌ام. من نیستم. ..

بهار

ریتم جالبی داشت اما یه کم کلیشه ای بود .

بهار

ریتم جالبی داشت اما یه کم کلیشه ای بود .