من و تو مثل شاعر و غزل شديم برای هم.

تو که می دانی . نه ادبیات سرم می شود . نه دغدغهء نوشتن و سرودن دارم . شاعری که هیچ ، بهتان است . و این وصله ها برتن رنجور ما ناجور .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نمی دانم . شاید گاهی دوست دارم نقاشی ات کنم . نه ، شاید دارم با این حرف ها و نوشته ها خودم را . روحم را تلطیف می کنم تا وقت هایی که نشسته ایی و در سکوت با چشم های ملایمت نگاهم می کنی من هم حرفی برای نگفتن داشته باشم . شاید دارم ادای تو را در میاورم مثل وقت هایی که  موزون و مهربان و روان و برایم حرف می زنی و غزلم می شوی .

ببخش که دست کوتاه قلمم  به دهان این همه حرف های عجیب غریب که در سکوت های تو خدا جا گذاشته نمی رسد . بگذریم.

بانو! هر چه خوبیست را از روی دست نازنین نگاه های پر مهر تو خواهم نوشت . از تو که چیزی کم نمی شود . بگذار کمی حوصله ات را سر ببرم...نخند. 

 

(14)

عاقبت عشق شما آمد چراغانیم کرد

شرجی مویت تکانی خورد بارانیم کرد

روی آیینه به خاک افتاد تا روی تو دید

دیده بوسی تو و دریا بیابانیم کرد

ای عزیز پیر کنعان حبس چاه گونه ات

حسن یوسف ! خنده ات من را زنخدانیم کرد

عصر شعر عاشقانه نقد لب های شما

گرم آغوشت پر از شوق غزل خوانیم کرد

تا عقیق سرخ کردی دست من جای صله

 زیر انگشتم فلک آمد سلیمانیم کرد

دختر بندر نشین کم ساحلت بی تاب بود

دامن آبیت موج افتاد طوفانیم کرد !؟

کل شی هالک الا آن دو ابروی سیاه

حافظانه مهر تو راوی قرآنیم کرد

*

پایتخت این علاقه چشم زیبای شما

خانه هر جایی که باشی عشق تهرانیم کرد.

/ 62 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mah

سلام

ناما جعفري

مسعود عزیزسلام.....ودنيا روي سبيل هاي ما مي چرخد آب مي خورد فكرمي كند كمال الملك تزريق كند داوينچي مي شود {نه !! آقاطیب ....... كسي كه سيگارتيرمي گذارد گوشه لبش/ بسوزد دلش به خيابان انقلاب وصل نمي شود....به دیداری دوباره امیدهست

ناصر

باقالی ! من کی تا هالا از دست تو ناراهت بودم؟ بعضی وقتا عصبانی بودم. بعضی وقتا هم شاکی بودم. يه وقتايی هم خيلی می خواستم فحشت بدم که خب جلو خودم رو گرفتم و رقيقش کردم. اون پيرهنت هم بذا برا خودت . اين بی ناموسی ها به من نيومده ! والا!!!

جشنواره شعر گريز آهوانه2

جشنواره دانشجویی رضوی 2 در دو بخش اشعار مذهبی و اشعار رضوی شروع به کار کرد برای دریافت اطلاعات بیشتر و شرکت در این جشنواره که همزمان با ولادت امام رضا(ع) خواهد بود به وبلاگ مراجعه کنید

يگانه

حالا نگاه من شرجی شده پر بارونم .... پر ا. بيقراری ..................................

عشقولانه

چرا همش حرفهای عشقولانه میزنید.

دل‌آهه

اين همه مستی رو اگه بلد نبودید این همه قشنگ بنویسید چطور تاب می‌آورديد؟ ... زيباترين عاشقانه‌هايي كه خوندم، همين‌جا خوندم و ... ديگه طاقت نياوردم ساكت برگردم! دست خوش!

Tina

سلام . ميخاستم بگم : اره تو ميتونی!

راوي

سلام . وبلاگ زيبايی دارين خوشحال ميشم به من سربزنين