چنان زدم زیر گوشش که سه دور دور خودش چرخید  و رفت توی دیوار. این حسن خنگه پسر ناصر کبابی. الاغ هر چی برایش توضیح دادم که زبان اینگلیسی مثل فارسی خودمان نیست که دوستت دارمش یعنی دوستت دارم. هزار تا معنی دارند هزار جور می گویند پیشرفته اند با سواتند باز حرف خودش را می زند .گفتم الاغ میسیو یعنی آقا باز می گوید یعنی دلم برات تنگ شده. سواد المنتری هم ندارد خر .گفتم بابا طرف همکلاسی تو است یعنی همکلاسی می گوید نه ریلیشنشیپ یعنی رابطه دوستانه گفتم آهان دوست ،همکلاس. می گوید نه یعنی سروسر ،کوفت ،نامزد. دیکشنری اش را پرت کردم توی آب قنات..به خدا این فیس بوک خوب نیست همان مخابرات بهتر بود فقط با ما حرف می زدی می فهمیدیم چند چندیم حالا من از این فیس بوک سر در نمی آورم. دلم برایت تنگ شده .اینگلیسیت را خوب کردی برگرد به باجیم گفتم ترشی دوست داری دو تا دبه بیشتر بگذارد.فصل گلاب گیری تمام شد.از دهات برگه مو آورده ایم دلمه بپزند .خر برگرد!

/ 9 نظر / 17 بازدید
دکولته بانو

مسعود !؟ ... آقا طیب !؟ ... کجا بودی این همه وقت !؟؟؟؟؟؟؟ ...

امیر

کوفتت بشه....عالی بود /حسن پپه!!!/جیگرتو/یاعشق

.....

میسیو طیب، میس یو

محبوب

کلمه "عالی" و "فوق العاده" کمه واسه توصیف این پست... اما چون من کلمه دیگری بلد نیستم، میگم: عالی بود

دکولته بانو

با اجازتون ما هم خونه ی خودمون شام می خوریم ... هم خونه شما ... [نیشخند]

رهگذر

عاشقانه ای به این قشنگی این روزها کم میشه پیداکرد! رقص قلمت مانا![گل]

آخيش. عاشقانه ي خونم كم شده بود