عشق است

از تو .....
از تو نازنين چه بگويم .حرفی ندارم سالهاست با خودم ،با اين بی پر و بال خيالم کلنجار می روم
براستيکه (چرا سختترين کار اين است که پرنده ای را بياموزی آزاد است؟)می خواهم بگويم بی مددت از من کاری ساخته نيست.
تا اينکه ديشب باز ،آمدی اينبار خيالت مثل هميشه تار وتصويری گنگ نبود آن هاله ولی همچنان بود بسختی توانستم رنگ دامنت را تشخيص دهم چهره ات معلوم نبود اما موهايت که هميشه در حجاب سياه رنگی پنهان بود آشکار شده بود زلف سياهت نازنين مرا به غيب معتقد کرد .وه که چه زيبا بود بر خود هزار بار لعنت فرستادم هزار بار از آن که من ساخته بودم زيباتر بود .هزار بار .
عهد کردم با خود که پس از اين سر خود از تو تصوری نکنم با همين آشفته زلفانت باز سالها هر شب منتظر می نشينم.میسازم. تا تو خود باز با قدمهای سبکت آشکار تر از اين دفعه بيايی .
ديشب ای نازنين خواب خوشی کردم بلطفت.و شکر که در هوای خيالم ديشب خبری از باد و نسيم بنود خدايا شکر که ظرفيتم را ميدانی .
راستی نازنين تو موهايت را همرنگ گندم زار کرده بودی يا....ببخش.سوال احمقانه ای بود که بود گفت (زمين و آسمان نازنين از تو خط می گيرند) .بگذریم.
زلفت هزار دل به يکی تار مو ببست راه هزار چاره گر از چار سو ببست
تا عاشقان به بوی نسيمش دهند جان بگشود نافه ای و در آرزو ببست
حافظ هر آنکه عشق نورزید و وصل خواست احرام طوف کعبهءدل بی وضو ببست
نمی دانم زنده میمانم تا روزی جلوه ای از چشمانت را ببینم .می دانم می دانم برایم زود است ولی اگر آنشب برسد دیگر خواب راحتی خواهم داشت.
بعشق آنشب........عشق است.

/ 18 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فري

سلام عزيز. خوبي؟ خيلي مخلصيم. ان شاالله آن روز برسد و شما.........

گل غم

واقعا قلم زيبايی داری.. يعنی ميشه کسی هنوز اينجوری عاشق بشه؟! موفق باشی

darya

سلام آقا طيب ... چه حالی می کنی با اين عشق بهت حسودی ام ميشه... عشق؟؟؟؟ دست ما رو هم بگير .. راستی داشت يادم می رفت لينکت رو مهمون خانه درياييام کردم .. سری هم به ما بزن. ديشب وبلاگتو پشت رو کردم .. خيلی باحال بود . عزت زياد...

Nika

همه جا عشق عشق عشق. . .

مانا

خان داداش سلام. ای وای خدا مرگم بدهد خان داداش. رويم مثل ذغال خان داداش. ديگر زير گذر نمی آم. خان دادش. آبجی کوچيکه تونو قابل ندانستيد بگيد کی دردسرتان داده؟ الهی قربانتان برم خان داداش. من که خوشگل نمی نويسم ولی اگه هم چيزی از قلمم می چکد همه اش به خاطر اين است که خان داداشم آقا طيب هستن. خان داداش چه فرقی می کنه يا علی بگيم و عشق آغاز کنيم يا اسم کسی ديگه رو ( پرسيده بودين مسلمونم يا نه ) خان داداش شما که به رسم اينا که اسمشونو مسلمون گذاشتن و از هزار تا گبر بدترن که منو طرد نمی کنين. آخه من يه خان داداش که بيشتر ندارم که؟ خان داداش تو راسته نمی آم دنبالتان. فقط بگين اين جريان حليم چی هست؟ نظری دارين برای وفات پيغمبر خدا؟ خان داداش الهی من قربون نوشتن ها تون برم . خيلی کوچيکتونم خان داداش. من همون آبجی کوچيکم که با محبت خان داداشش کيفور می شود. نگران آبجی نباشين خداوندش داره امتحانش می کنه عزيزاشو يکی يکی داره ازش می گيره. خان داداش الان باز می گه بيشتر از۱۰۲۴ تا بيشتر نمی شه... خان داداش نذری کی هست؟

darya

سلام آقا طيب ... حرفهای دل هميشه به دل ميشينه ... منم عاشق سادگی ام... اين شد که لينکت رو مهمون خونه دريايی ام کردم ... خلاصه مخلصيم حسابی آقا طيب.... هوای ما رو هم داشته باش فکر نکنم زير سايه ات بد بگذره!!!! يا حق

darya

ما منتظريم آقا طيب ... چرا ساکت شدی داداش ... بهت نمی آد

عليرضا

سلام...... عجب علمی است علم هيات عشق !!! آقا طيب ...طيب الله .....موفق و پيروز باشيد........عليرضا