خورشيد!

من<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

با خدا

دریانورد آبی های چشم تو بودم .

بستی و رفتی

تا در این کویر طعنه ها به من بگویند :

نا خدا ؟

 

/ 88 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسين

به چه زبونی بگم ميخوامت لامصب! گناه که نيست.گناه هم باشه به تو ربطی نداره. به هيشکی ربط نداره.دو بار زنگ زدم نبودی حاجی.از مادر گرامی بپرس. يا علی

::..ســــــــــــــــــــــاحل ..::

سلام نا خدا.... اينجا ساحل امنه؟ می خوام مسافرش بشم اونم مسافر هميشگيش!... آمو خيلی وقته نوشته هاتو می خونم تو راسته موازی!....آمو طيب عاشقونه هات خيلی دلربان!... دل درياييتو عشق است!!... يا حق.

ناصر و نادر نامدار

سلام.احساس ميکنم همچين روبراه نيستی.ميدونی رو چه حسابی ميگم؟آخه خودمم اين روزا يه جوري‌ام!همونجوری که تو هستی...

leila

در کوير چشمهايت مي نشينم طعنه ها را به احترام آبی هايی که بر رويم بستی...به انتظار مي نشينم...و نا خدای انتظار آمدنت می شوم...اين دريا به تو ختم می شود...ياخدا

دلناز...

جمعه ساکت / جمعه متروک / جمعه چون کوچه های کهنه غم انگیز / جمعه اندیشه های تنبل بیمار / جمعه خمیازه های موذی کشدار / جمعه بی انتظار / جمعه تسلیم / خانه خالی / خانه دلگیر / خانه در بسته بر هجوم جوانی / خانه تاریکی و تصور خورشید / خانه تنهایی و تفال و تردید / خانه پرده ،کتاب، گنجه، تصاویر / آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت / زندگی من چو جویبار غریبی / در دل این جمعه های ساکت متروک / در دل این خانه های خالی دلگیر / آه، چه آرام وپر غرور گذر داشت ...

دلناز...

دوباره جمعه و دوباره اشتیاق آمدن به خانه ی آشنایی که انگار امروز دلش نخواسته بنویسد ! انتظار را دوست ندارم... مثل غروبهای جمعه ... مثل ... قلمت را هر چه زود تر برقصان طیب ... این لحظه ها که می گذرند عجیب تشنه خواندنم ...

عليرضا

سلام طيب جان ! حالت چطوره ! شناختي يا نه ؟ بازم مي يام !

شهروند درجه صفر

سلام ... رخصت ...نه به خاطر جنگل ها / نه به خاطر دريا / به خاطر يک برگ / به خاطر يک قطره / روشن تر از چشمان تو ... آخ این شعر همیشه منو یاد یه مطلبی می اندازه... گوش کن (یعنی بخوان): به سلامی خیار نه به خاطر خش بلکه به خاطر یارش / به خاطر شلغم نه به خاطر شلش بلکه به خاطر غمش / به سلامتی هر چی نامرده که اگه اونا نبودن مردا شناخته نمی شدن! / به سلامتی مورچه که هیج مرد و نامردی اشکش رو ندیده / به سلامتی دیوار که هر مرد و نامردی بهش تکیه میکنن / ...الی آخر بازم میام مینویسم حالا... ؛بدرود

yaass_a110

سلام دايی........ دريانورد آبهای چشم تو!!!!! خيلی زيبا بود..... يا علي