دنیای این روزای من

این روزها انگار طور دیگری نگاه می کنم به هستی به خودم به آدمها و اتفاقات.چیزهای دیگری سر ذوقم می آورد، جذبه های دیگری می کشاندم ، سر جاهای دیگری دارم.این طوریم.

گفتم شاید این ابتدای پا گذاشتن به دوره ایست با نام میانسالی.این را توی شعرهایی که تازگی می پسندم بیشتر می بینم.هر چه هست پاگردش را دوست ندارم.

آخر به چه درد میخورد

آفتاب اسفند

این که جای پای تو را آب کرده است.

*

به سایش بادی دلخوشم

سازی شکسته

که بر میخی تاب می خورد.

*

مثل یک کوپهء بی پنجره ام

مثل یک صندلی رو به عقب

باز حس نرسیدن دارم.

*

و این ترانه که انگار شاعرش با چراغ به لایه های زیریین حریم خصوصی من دستبرد زده.:

هرجا چراغی روشنه، از ترس تنها بودنه

ای ترس تنهایی من، اینجا چراغی روشنه

اینجا یکی از حس شب، احساس وحشت می کنه

هر روز از فکر سقوط ،با کوه صحبت می کنه

جایی که من تنها شدم ،شب قبله گاه آخره

اینجا تو این قطب سکوت، کابوس طولانی تره

من ماه میبینم هنوز، این کور سوی روشنو

انقدر سوسو می زنم، شاید یه شب دیدی منو

*

پ.ن یک . شعر اول و دوم از شمس لنگرودی است(لب خوانی های قزل آلای من)

دو . سومی از سید علی میر افضلی

سه . ترانه را داریوش می خواند توی آلبوم دنیای این روزای من.از دست ندهید که همه آهنگهایش در اوج است حتی اگر مجبور شوید به خاطرش من را ببینید.

چهار. شب ها تا ساعت دو خودم را به خواب می زنم ،تا بیاید خرده ریزه هایم را از پشت پنجره جارو کند. بعد با خیال تخت می خوابم ...تا شکستن فردا.

/ 62 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سژیدیال

یه فرصت سنجش ادبی واسه شما دوست اهل قلم ! سلام دوست من ! وبلاگ گروهی ما در نظر داره از افرادی که اهل قلم و نویسندگی هستن دعوت کنه که قدم رنجه کنن بیان به محله من با هم و یکی از همسایه های محل بشن و صاحب یه نقش و شغلی که مورد پسند خودشون باشه ! این آدرس قدیمی محل ماست ، اولین پستامونو اینجا زدیم : www.manbaham.blogfa.com اینم آدرس جدیدمون که بقیه پستامونو اینجا می زنیم : www.manbaham.ir هرکی با هر سلیقه و سنی و با هر حد استعداد و تبحری که در نوشتن داره و با هر سطح از معلومات و اطلاعات ادبی ، میتونه یکی از همسایه های محل بشه و ساکن یکی از خونه های کاهگلی محلو همدم دلای مهربون بقیه اعضای محل ! اساس کار به این صورته که هر پستی که زده میشه ، باید حداقل در یکی دو جمله ، با پست ، یا پستهای قبل از خودش ارتباط موضوعی داشته باشه ، تا داستان ، شبیه یک رمان دنباله دار بشه . سعی ما بر اینه که بتونیم افکار ، شخصیت ها و امکانات گذشته ، حال و حتی آینده رو با هم تلفیق کنیم و همینم مطالب رو جذاب تر می کنه ! خودتون اگه پست ها رو از اول تا آخر ، به طور کامل و با دقت بخونین ، ریتم این ایده ، دس

انجمن شاعران ایران

انجمن شاعران ايران برگزار مي كند: بزرگداشت شاعر فرهيخته ، صائب شناس بي نظير و پژوهشگر يگانه سبك هندي ، "استاد محمد قهرمان" با حضور اصحاب فرهنگ و انديشه و پيشكسوتان شعر و ادب فارسي ... پنجشنبه ، اول مهر ماه 1389 ، ساعت 18 خيابان شريعتي، خيابان دولت، نبش خيابان شهيد نعمتي (كيكاووس) ، خانه شاعران ايران

انجمن شاعران ایران

انجمن شاعران ايران برگزار مي كند: بزرگداشت شاعر فرهيخته ، صائب شناس بي نظير و پژوهشگر يگانه سبك هندي ، "استاد محمد قهرمان" با حضور اصحاب فرهنگ و انديشه و پيشكسوتان شعر و ادب فارسي ... پنجشنبه ، اول مهر ماه 1389 ، ساعت 18 خيابان شريعتي، خيابان دولت، نبش خيابان شهيد نعمتي (كيكاووس) ، خانه شاعران ايران

فاطمه بختیاری

سلام من همون خبرنگارم که ازتون یه سوال کرده بودم شمت هم ماشاالله حافظه در حد بنز داشتسپید و فراموش کردید. رفتم جستم سوالم رو پیدا کردم حالا مرد میخوام دوباره جواب نده[کلافه] خبرنگار = سیریش مفهوم بود[شوخی] شرمنده اون نظره یه اشتباهی داشت اصلاحیه سلام دو سال پیش توسط یکی از دوستانم وب شما و شیدایی رو جستم خیلی حال میکردم با وب جفتتون همشم غصم این بود که نکنه بعد از یه مدت زندگی آتیش شماها هم بخوابه و بشین مثل زن و شوملای دیگه ولی الان میبینم زیاد وباتون رنگ و بوی اون موقعه ها رو که از هم می‌نوشتید نداره تو رو خدا شما ها دیگه معمولی نشید ها باشه در پناه خدا [ناراحت][لبخند]

احسان پرسا

باورم نمي شه كه وبلاگم امشب طيب شد .. كاش يه چيز ديگه از خدا خواسته بودم .. يا نه .. چي از اين بهتر ؟ خيلي خوشحالم كردی مسعود

روزنویس

پس چرا اینهمه دیر به دیر مینویسین آقا طیب؟

می نو

جدیدا فصل به فصل می نویسید آقا؟