ديدار در مکان مقدس.

 

 

: ( دو رکت رف کتی میخونم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

     اقتدا به این خانوم خوشگل چادر گل گلیه . نذر چشاش.) 

 پقی خندیدی  

       نمازمان شکست .! 

: سلام.

 

/ 119 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پناهگاه

مسعود خوبی الان؟ نمی خواد بگی دارم می بینم نگاهتو دلتو خستس اومدم بگم منم میام منم خستم از همه چی منم دلم منم دلم منم دلم منم دلم منم دلم منم دلم منم ... باشه داداشی ولی اینارو واسه همدردی نگفتم واسه بی دردی گفتم که اینروزا بی دردی بدترین درد شده واسم ... بعد.... تو که همه جوره هستی تو باغ میای می گی نفهمیدم آخه آتیش می زنی و می ری پسر .... کجایی اینروزا؟ .... اصلا خودم کجام که گیر دادم به تو؟

پناهگاه

یکی بیاد جواب منو بده کی باید این نفسهای وا مونده راحت بالا بیان؟؟؟ کی باید دل مهربون بارونی آروم باشه که اینقدر عاشقانه نریزه تو حلق این بلاگ و خفش کنه؟ کی؟ کی؟ کی؟ کی؟ کی؟ کی؟ انگار داریم در جا می زنیم ... نه عقب گرد .... بخواب زمین داداشی ترکش نخوره بهت ... سرتو بدزد جنون پناهگاهه بی رحم بی رحم بی رحم بی رحم بی رحم ایندفه تو رو هم گرفته.

Mariam

...دلم نمی اومد ۱۱۱ نظر بشه...۱۱۲...اما با اجازه...شما به زبون آسمونی حرف ميزنين که انقدر به دل ميشينه؟!!!...يا شعر ميگين؟!!!!!...راستی سلام.

شیدایی

مسعود ... جمعه ست ... بنويس داداشم ... بنويس ... يه عاشقانه مثل هميشه ... نوشته هات خوبم می کنه :)

پرستو

مقدسه٬زلالٍ٬هميشه موندنيه...

جاناتان

سلام...چيزه.م.ميخواستم بگم امروز جمعس فک کنم.:)

جاناتان

ضمن اينکه «جمعه» عالی متعالی باشه عرضم به هظورتون که.....! هيچی! من حرفم و زدم!

جاناتان

آهان.يادم رفت بگم اون جمله قبليه کپی رايت داره ها!

_ _ _ _

من چرا از صبح هی دارم می يام خونه ی تو ؟؟؟!!! ... انگار دلم تا يه عاشقانه ی بارونی نخونه آروم نمی گيره ... خسته شدم از اينهمه انتظار ...

يكتا

سلام ... جمعه بگذره بی نوشته؟! ... يا علی